تبلیغات
وقتی حسین در صحنه هست...اگر در صحنه نیستی...هر کجا خواهی باش! چه ایستاده بر نماز! چه نشسته بر سفره شراب! شهیــــــــــد گلستانی رهرو شهدا

رهرو شهدا
در زمان غیبت به کسی منتظر می گویند که منتظر شهادت باشد..«شهید مهدی زین الدین»
قالب وبلاگ

بسم رب الشهدا و الصدیقین

باران خیلی تند می آمد. آقا مهدی باکری شهردار بود ...

بهم گفت:من می رم بیرون...گفتم توی این هوا کجا می خوای بری؟جواب نداد.

اصرار کردم...بالاخره گفت می خوای بدونی؟پاشو تو هم بیا...

با لندرور شهرداری راه افتادیم توی شهر.نزدیکی های فرودگاه یک حلبی آباد بود...

رفتیم اونجا.تو کوچه پس کوچه هایش پر ازآب و گل بود...

آب وسط کوچه صاف می رفت وسط یکی از خانه ها...

در خانه را که زد پیرمردی آمد دم در ما را که دید شروع کرد به بد و بیراه گفتن به شهردار...

می گفت:آخه این چه شهرداریه که ما داریم؟نمی آد یه سری بهمون بزنه ببینه چی می کشیم.

آقا مهدی بهش گفت:خیلی خب پدر جان،اشکال نداره.شما یه بیل به ما بده درستش می کنیم...

پیرمرد گفت:برید بابا شماها!بیلم کجا بود!؟از یکی از همسایه ها بیل گرفتیم.

تا نزدیکی های اذان صبح با آقای شهردار تو کوچه راه آب می کندیم...

شهیــــــد مهدی باکری




طبقه بندی: شهید مهدی باکری،
برچسب ها: ایثار،
[ جمعه 14 بهمن 1390 ] [ 11:20 ق.ظ ] [ گمنام ... ] [ دل نوشته ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

عشـــــــــــــــــق فقط یک کلام حسیــــــــــــــــــن علیه السلام

خوش به حال شهدا...
اون روز رو یادم نمی ره بار ها و بارها روی صفحه ی کاغذ نوشتم:
شهادت هنر مردان خداست ...این جمله رو انقدر نوشتم تا خسته شدم
هنوز هم وقتی کاغذی رو جلو خودم می بینم ناغافل شروع می کنم به نوشتن این جمله...شهادت هنر مردان خداست...شهدا حتی نفس کشیدنشون هم برای رضای خدا بود اما من...
رفقا دعام کنید که سخت محتاج به دعاتون هستم...
تصمیمم رو گرفتم می خوام رهرو باشم...
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

حسینیه شهدا
حسینیه شهدا
حسینیه شهدا
ایران رمان